تبليغاتX
حاجیان جوان
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد/\ که جان زنده دلان سوخت در بیابانش

هوالحق

قاضی شماييد

1.    1.  پشه در حج


مي گويند حج نمونه اي از جامعه ايده آل الهي  است كه در ان احكام و قوانين اسلامي  به طور كامل حاكم است.   مي گويند در حج ، اگر پشه ای بر بدن حاجی محرمی نشست ، آن شخص بنا به دستورات اسلام حق كشتن آن را ندارد !     كشتن ...؟   كشتن كه چيزی نيست. می گويند حتی حق پراندن آنرا هم ندارد !  پراندن ... ؟  پراندن كه چيزی نيست . می گويند حتی اگر پشه ای در اطراف فرد محرم می چرخيد ، آن شخص حق ندارد به قصد دور كردن پشه  و از عمد دست خود را به قصد دور كردن او تكان دهد  !  در غير اينصورت شخص محرم كار حرام انجام داده است و مستحق كيفر می باشد.

 

2.      2. حيوانات در مكتب علی


امام علی در نامه 25نهج البلاغه در حالی كه اخلاق كارگزاران مالياتی و اقتصادی را توضيح می دهد آنها را به رعايت حقوق حيوانات توصيه كرده و می فرمايد :

« در رساندن حيوانات آنرا به دست چوپانی خير خواه و مهربان بسپار كه سختگير نباشد و تند نراند و حيوان را خسته نكند. به او سفارش كن تا  :  بين شتر و نوزادش جدایی نيفكند و شير آنرا ندوشد تا به بچه اش زيانی برسد.در سوار شدن بر شتران عدالت كند و مراعات شتر خسته و زخمی را بنمايد.آنها را بر سر راه به درون آب ببرد  و از جاده هايي كه دو طرف آن علف زار است به جاده بی علف نكشاند... ».


3.     3. وای به حال حاكم از پای الاغ


در روايتی از قول معصوم آمده است كه وای به حال فرمانروایی كه الاغی در حال عبور از پلی در محدوده فرمانروایی او باشد و پل بشكند و باعث آسيب ديدن پای آن الاغ شود.

و

 

«      نــــتــــــيـــــــــجــــــــــه  »


ما در جامعه ای زندگی می كنيم كه ادعای اسلامی بودن دارد. دولتی داريم كه با نام دولت اسلامی روی كار امده است . شعارش الله اكبر است و مدام از امام زمان سخن می گويد اما می بينيم كه در ان جان يك انسان بيشتر از يك سطل آشغال آتش گرفته نمی ارزد.

ادعا  می كنيم مسلمانيم اما قبل از محاكمه قصاص مِی كنيم و در خيابانها با نيت قربتاً الي الله جوانان مردم را به گلوله می بنديم.

ادعا می كنيم شيعه علییم . همان علی كه حاكم بزرگترين حكومت وقت جهان است اما در سخن با كار گزارش نگران زيان ديدن بچه شتر تحت تملك حكومت  است. 

محض رضای خدا يكبار يكی بگويد كه :

                          «‌  اين كدامين خدا و كدامين اسلام است كه اين آقايان از آن دم می زنند   ؟؟!!  »   

خدایی كه ما می شناسيم اجازه كشتن پشه را در جامعه ايده آلش نمی دهد. نه تنها كشتن كه اجازه پراندنش را هم نمی دهد كه در غير اينصورت خون آن پشه كفاره دارد.

.پس اين چه جامعه اسلامی و شيعی است كه در آن خون انسان كفاره ندارد.  ما پيرو چه كسی هستيم ؟ خدا ؟ پيغمبرش و دينش ؟ عليش و ديگر معصومينش ؟ يا  . . .   

سعی كردم حداقل در اين يك پست بی طرفی را رعايت كنم . ديگر قضاوت با شما.          يا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:13  توسط محمد | 

بيگاه شد بيگاه شد خورشيد اندر چاه شد

خورشيد جان عاشقان در خلوت الله شد

عصر ديروز حضرت آيت الله بهجت دعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقي شتافت.  بي گمان ايشان يكي از همان علمايي بود كه ائمه وجود انها را باعث دوري عذاب الهي از يك ملت و منبع خير و بركات دانستند. به حق كه واقعه جانگدازي بود و تنها چيزي كه ديروز توانست باعث قوت قلب و التيام اين درد براي بنده باشد توجه به آيه معروف

انا لله و انا اليه راجعون

بود. حضور در جوار اهل بيت  و پيامبر رحمت و همچنين رضايت و قرب حضرت حق تعالي گواراي وجودش باد. در پايان با ذكر  فاتحه اي ياد ايشان را گرامي مي داريم.    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:10  توسط محمد | 


زين آتش نهفته كه در سينه من است

  خوشيد شعله اي است كه در آسمان گرفت

                      


مناجات المحبين

الها !

مرا از ان بندگانت قرار ده كه در دود آتش عشقي كه تو در خرمنشان افكندي تصوير روشن تورا ديدند و خانه دل براي ورود تو از اغيار تهي كردند.

آنانكه سينه هايشان مملو از هواي طاعت توست ، آنانكه اسوه هاي خلايقند و اوج ترين پرواز ها در آسمان تو خاص آنان است.


آنانكه تو طالب مناجاتشان و خريدار  راز و نيازشان هستي.

آنانكه كه پيشانيشان سجده گاه عظمت توست و چشمانشان بي خواب خدمت تو و اشكهايشان روان خشيت تو و قلبهايشان متعلق محبت تو و دلهايشان لرزان مهابت تو.

اي آنكه ماهتاب رخسار تو روشنايي راه و زيبايي نگاه عاشقان توست.

اي انكه تنزه جمالت دلهاي عارفان را جلاي اشتياق مي بخشد.

اي آرزوي آرزومندان و اي اشتياق مشتاقان و اي اميد اميدواران و اي عشق عاشقان و اي غايب شيفتگان و اي نهايت والگان و اي درد دردمندان.

مرا پايي ده كه فقط به در خانه تو توانم آمد و دستي كه فقط سحوري در خانه تو توانم زد.

مرا چشمي ده كه فقط گريان تو باشد و سينه اي كه فقط سوزان تو.

به من نگاهي ده كه جز روي تو نتواند ديد و گوشي كه جز صداي تو نتواند شنيد.

خودت را معشوق ترين من قرار ده و مرا عاشق ترين خويش .

مبادا كه چشمه محبت من به برگه هاي گل آلود ديگران بريزد.

مباد كه دل من اسير جز تو شود و پيشاني قلبم بر خاك محبت ديگري بسايد.

مرغ دلم كه در دام توست مباد كه ياد آشيان كند.

مرا شايستگي بهره مندي از كنارت بخش.

اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده، اي گل بخشش ديگران از گلزار تو، اي باغبان رحمت.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:26  توسط محمد | 

بسم الله النور

سلام دوستان گل.

مطلب اين پست گزيده اي از ترجمه نغز و شيرين سيد مهدي شجاعي از مناجات ناب و شكرين خمس عشره سيد الساجدين، حضرت امام سجاد (ع) است مي باشد. حيفمان آمد كه  شما دوستان نازنين از لذت خواندن ان بي بهره بمانيد.. انشا الله بنا داريم تا قسمت هاي ديگري از آنرا نيز  در روزهاي ديگر براي شما دوستان نازنين ، در وبلاگ قرار دهيم.    التماس دعا.

مناجات المحبين

خداوندا !

           كيست كه ساغر محبت از دست نوش كرد و حلقه ي بندگي ديگري در گوش كرد ؟!

معشوقا !

كدامين انسان پيشاني عشق بر خاك ربوبيت تو سائيد و شيريني تو چشيد و دل به ديگري سپرد ؟!

دلبرا !

كدامين پروانه شعله هاي ملتهب جمال تو ديد و به ظلمت پناه برد ؟!

اميدا !

كدامين يوسف به عشق روياي تو آواره نگشت ؟!  كدامين يوسف در زير سر پناه تو ، به زليخا پناه داد ؟!

شاهدا !

كدامين موسي در كوره ي طور گداخته شد و حضور رقيب تو را دوام آورد ؟!

ربٌا !

كدامين مريم كلامي با تو گفت و لب از صحبت ديگران ننهفت ؟!

شور آفرينا‌ !

كدامين محمد در حرا صداي تو شنيد و نلرزيد ؟!

گياه به خشكي گراييده ي ما را در جوار جويبار جاري خودت قرار ده و از زلال محبت خويش سيرابمان كن.

ما را از ان دسته از بندگانت قرار ده كه پرنده اشتياقشان را در اسمان آبي لقاي خودت رخصت پرواز دادي و ماهي رضايتشان را در درياي قضاء خودت پروراندي، آنانكه زنگار هرچه غير از آيينه دلشان زدودي تا انجا كه رخسار تو را به تمامه در قلب هاي خويش به تماشا نشستند.

انانكه در طاقچه رضايتشان نشاندي  و اشك هجران خودت را از مژگانشان چيدي و غبار دوريت را با دستهاي مهر آغشته ات، از چهره شان پاك كردي  و در چمنهاي سبز صداقت ،در جوار درخت خويش جايشان دادي و ظرفيت نوشيدن  از چشمه عبادتت را اعطايشان كردي ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:30  توسط محمد | 
به نام دوست

سلام دوستان.

برادران عزيزمان، خازن و سالك الي الله، با خبرمان كردند كه صفحه .بلاگ در اينترنت اكسپلورر ناقص باز مي شود.

بنده علتش را نمي دانم اما لطفا هر كس مي داند علتش را بگويد تا آن را بر طرف كنيم. وبلاگ از طريق موزيلا قابل دسترسي است.

                                                               يا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:17  توسط محمد | 
به نام دوست

سلام دوستان گل

فلسفه حج در كلام حضرت علي (ع)

خدا حج خانه محترم خود را بر شما واجب كرد. همان خانه  اي كه آن   را قبله گاه انسان ها قرار داده كه چونان تشنگان بسوي آن روي مي  آورند و همانند كبوتران به آن پناه مي برند . خداي سبحان كعبه را    مظهرتواضع بندگان برابرعظمت خويش ونشا نه اعتراف آنان به   بزرگي وقدرت خودقرارداد و در ميان انسان ها، شنوندگاني را   برگزيد كه دعوت او را براي حج اجابت كنند و سخن او را تصديق نمايند و پاي برجايگاه پيامبران الهي نهند.

خداي سبحان كعبه را براي   اسلام نشانه گويا و براي پناهندگان خانه امن وامان قرارداد.اداي حق   آنرا واجب كرد  و حج بيت الله را واجب شمرد و برهمه شما  انسان ها  مقررداشت كه به زيارت آن برويد وفرمود: آنكس كه توان رفتن به   خانه خدا را دارد حج براو واجب است وآن كس كه انكار كند خداوند   ازهمه جهانيان بي نيازاست.   

                                                        يا  حق                                                                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:42  توسط محمد | 
به نام دوست

سلام دوستان.

           

           « ايام مبارك باد از شما

                                            مبارك شماييد

                                                                   ايام مي آيند تا به شما مبارك شوند »

                                                                                                                  شمس تبريزي


+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 6:30  توسط محمد | 
به نام حضرت دوست

سلام دوستان گل.

با عرض شرمندگي از غياب طولاني ، بدينوسيله بازگشت خود را اعلام مي كنيم.

حقيقتش كامپيوترمان ويروسي شده بود و كمي طول كشيد تا براي درست كردنش اقدام كنيم. انشاالله از اين پس با مطالب مفيد در خدمتيم. همچنين عاجزانه در خواست داريم كه به عنوان عيدي خاطراتتان را برايمان بفرستيد. يا علي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:47  توسط محمد | 

به نام دوست

و حق تعالی لطیفه ای کرد

سلام خدمت دوستان عزیز

بامداد جمعه اتفاق جالبی افتا د که ذکر آنرا خالی از لطف ندیدیم. راستش پنجشنبه حال خوبی نداشتیم و از آن حال شادی  فرحی که مدت ها بود در درونمان بود فاصله گرفته بودیم و احساس گناه و شرمندگی نسبت به خدا داشتیم اما قبل از خواب باز هم دست به دامان خدا  شدیم و خواستیم مثل همیشه یاریمان کند و در دل آرزوی اتفاقی خاص را داشتیم تا در لحظه ای آن حالت بسط را به ما برگرداند اما آنرا بسیار دور می دیدیم.حالت جالبی نبود اما حضرت دوست که هر بار ما را با لطیفه های عجب به آغوش خویش باز می گرداند ،این بار نیز رحمت و حکمت خود را بیش از پیش نمایان ساخت و باز هم دست ما را گرفت و بعد از آنکه قدرتی نمود و مارا برای دومین بار در زندگی تا پای مرگ برد و آنرا برایمان نمایان ساخت، دوباره لطیفه ای کرد و مارا به زندگی باز گرداند تا بار دیگر طعم شیرین دوستیش را با تمام وجود حس کنیم.

قضیه از این قرار است که بامداد جمعه و در حالی که همه خواب بودند گاز کل ساختما نمان را فرا گرفت و اگر لطف خدا و در پی آن بیدار شدن اتفاقی مادرمان نبود دیگرفا تحیمان خوانده بود.اما فقط همین نبود. لطف دوم بهوش امدن مادرمان  بعد از بیهوشی در اثر گاز گرفتگی بود.لطف سوم حفظ ما از وارد شدن  ضربه به گیجگاهمان در اثر دو سه بار بیهوشی  و افتادن بر زمین بود و این در حالی بود که در این افتادن ها تنها کمی آن طرف تر از گیجگاهمان به یک سبد فلزی خورده بود و در اثر شدت آن پایه های سبد را شکسته بود ... و هزارن لطف و لطیفه دیگر که در این واقعه بود . به هر حال یکبار دیگر حضرت دوست بدون کمترین کاستی و با رحمت بی کرانش استمداد ما را پاسخ گفت و آن بهجت و شور پیشین را به یکباره به ما بر گرداند... و این در حالی بود که به گفته آتش نشانان غلظت گاز در ساختمان  هفتاد و هشت درصد بود و تنها دو ساعت دیگر تا تلف شدن تمام سا کنان آن مانده بود.

                                   فضل خدای را که تواند شمار کرد

                                                                            یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد

                                                                                                                                یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 15:5  توسط محمد | 


به نام دوست

رفع یک سوءتفاهم

سلام دوستان

نظری را از یکی از دوستان عزیز در باره خاطره جدیدما ن  دریافت کردیم که با توجه به آن فکر می کنیم سوء تفاهمی پیش آمده. برادر عزیزمان از وبلاگ جامه دران معتقد بودند این حرف هایی که ما درباره  وهابی ها نوشتیم اشکا ل دارد و مصداق یکی کردن برادران سنی با وهابی هاست. برای رفع این سوء تفاهم عرض می کنیم که ما اصلاً قصد نداشتیم برادران اهل سنت را با فرقه  ضاله ی  وهابیت یکی کنیم. فقط یک بار در ضمن خاطره از اهل سنت اسم بردیم که برای بیان یک ویژگی مشترک بین آنان و وهابی ها بود که البته این ویژگی را ما شیعیان هم داریم( منظور غسل احرام است) ولی کمتر مبا درت به ان می کنیم و خدای نا کرده قصد یکی کردن آنان را نداشتیم. در بقیه مطالبی هم که درباره وهابی ها نوشتیم   و  چیز هایی که به آنان نسبت دادیم ، برادران اهل سنت هیچ دخا لتی نداشتند و اگر همانجا این قضیه را متذکر نشدیم به این دلیل است که اکثریت غالب عربستانی ها وهابی اند. در مورد حرف هایی هم که درباره وهابی ها زدیم فکر نمی کنیم مشکلی باشد. به هر حال طبق فتوای علما  پیروان این فرقه ضاله مرتد و منافق اند و خوب ، قرآن نیز موضع ما را به روشنی در مورد کفار مشخص کرده است.(( والذین معه رحماء بینهم ، اشداء علی الکفار)). در پایان از برادر عزیز محمد جوان ( مدیر جامه دران) به خاطر  یادآوری این مطالب که ما از اهمیت ذکر آن  غافل بوده ایم متشکریم. یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 15:33  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان.
نامم محمد است و خدا در جوانی زیارت خانه اش را نصیبم کرده است. می دانم همه شمایی که آنجا را زیارت کرده اید آن هم درجوانی دلتان هوای آنجا را دارد. همچنین می دانم خیلی از شما دیده ها شنیده ها و نظرات و خاطراتی دارید که فقط کسانی که این توفیق نصیبشان شده می توانندآن را بفهمند پس خلاصه اینکه هرچه می خواهد دل تنگتان بگویید تا ما آن را برای سایر دوستان نقل کنیم. این وبلاگ مخصوص حاجیان جوان است. خاطرات را می توانید به آدرس زیر بفرستید.
hajiseyed7@yahoo.com

نوشته های پیشین
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
گنجینه ی حکمت
معرفت امام زمان
استاذنا
لحظه حقیقت
تحریم اسراییل
بانوي بي نشان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM