تبليغاتX
حاجیان جوان
جمال کعبه مگر عذر رهروان خواهد/\ که جان زنده دلان سوخت در بیابانش

به نام دوست

سلام دوستان عزیز

امروز صبح طی یک عمل ناشیانه  وبلاگ را حذف کردیم و مجبور شدیم مه دوباره آن را بسازیم. یک سری از خاطرات قبلی را هم در  آن قرار دادیم. انشاالله مطالب  دیگر آن را نیز به مرور زمان دوباره در آن قرار می دهیم. فقط خیلی شرمنده شما شدیم چون همه نظرات شما پاک شد.

اگر کسی می داند که چه طور می شود مطالب را به صورت موضوعی آرشیو کرد به ما هم خبر دهد.

                                                           یاحق


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:50  توسط محمد | 

به نام دوست

سلام دوستان عزیز

امروز عرفان یک خاطره دیگر برای ما فرستاده که از قضا همان باران خودمان است  ولی این جالب تر است. شاید باورتان نشود اما باور کنید که خاطره قبلی عرفان را بدون اغراق  ما در چهار ساعت ویرایش کردیم چون علاوه بر وجود غلط املایی و نگارشی  تمام جملات هم جا به جا به دست مارسیده بود. اما  این خاطره را یک بار از زبان ما شنیده اید لذا ما آنرا بدون ویرایش برایتان  قرار دادیم تا کمی صفا کنید. البته این خاطره در مقایسه با آن یکی از نظر غلط های املایی هیچ است(در واقع ما با دیدن این خاطره کمی جا خوردیم و اگرهمین چند غلط املایی نبود یقین  می کردیم که اینرا کس دیگری برایش نوشته)اما اگر خوشتان آمد آنرا هم برایتان می گذاریم تا بفهمید که ما چه مصائبی را در جهت  ارتقاء وبلاگ تحمل می کنیم. راستی اگر کسی از دوستان نا پرهیزی کرد و خواست خاطره ای برای ما بفرستد مطمئن باشد که چنین جسارت هایی را نخواهیم کرد. در مورد عرفان هم چون با هم رفیق  هستم و حق نان و نمک داریم این کارها را می کنیم. غلط های تایپی را پر رنگ نکردیم تا غافل گیرتان کنیم. ببینید ما در زنگ زبان فارسی و نوشتن املا در سر کلاس چه حالی می کردیم.راستی پیشنهاد می کنم که نظر عرفان را در پست قبلی بخوانید.

خاطره ای متفاوت

سلام  امروز میخوام  یه خاطره ی دیگه براتون بنویسم

این خاطره برای سال اولی هست که رفته بودیم حج .........

یه کاروان بود به اسم سبلان سیر که ما رفته بودیم توی اون( الگوی صحیح جمله سازی مصوب فرهنگستان زبان و ادب عرفان) ........ خلاصه بعد از انجام اعمال و  تموم شدن  حج  دورست روز قبل حرکت ما بارون شدیدی شرو(باور کنید که این ها اشتباه تایپی نیستند بلکه تصویر کامات در ذهن عرفان اند) به باریدن کرد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:46  توسط محمد | 

به نام خدا

محمد رضا و عرفان

سلام دوستان. ابتدا پوزش ما را برای تاخیر یک روزه بپذیرید.دیروز در عربستان عید قربان بود و حوالی ظهر که اعمال حجاج تمام شده مردان کله ها را تراشیده اند. آخ که چه صفایی داره. وقتی که بعد از حلق(تراشیدن مو) به چادر ها بر می گردند همه با هم روبوسی و ایضا کله بوسی می کنند و عکس های یادگاری می گیرند با کله های مبارک و ... اما خاطره:

 

اولین حج واجبم بود. شب را در مشعر گذرانده بودیم.

بقیه را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید(یادتان نرود برای ما خاطره بفرستید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:44  توسط محمد | 

به نام دوست.......این خاطره یکی از رفقای بنده است بنام عرفان که در خاطره باران هم بود

یکی از خاطره هام که میشه گفت جزو قشنگ ترین خاطره هام هست رو براتون میگم

سال سوم دبیرستان بودیم که برای بار سوم رفتیم حج واجب. من هم برای این که کارم گیر کسی نباشه تمام وسایلی رو که فکر میکردم به دردم میخوره با خودم برداشتم و خلاصه یه کیف شده بود به وزن 30 کیلو بعد از انجام طواف و ...... اولیه و وقتی که رفته بودیم عرفات همه تصمیم گرفتند که به جای این که با اتوبوس به منا برند(بروند) پیاده برند ما هم به همراه اونا راه افتادیم(البته ناگفته نماند که همه نبودند اما 37 نفری می شدیم و در ضمن ما هم با آنها بودیم. شب خاطره انگیزی بود.)

اولش که راه افتادیم خیلی سنگینی سا ک ناراحتم نمی کرد ولی بعد از نیم ساعت درد شدیدی رو کمرم حس کردم(البته این ساکی را که بر دوش عرفان بود زحمتکش ترین چارپایان هم نمی توانستند بکشند)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:39  توسط محمد | 

خاطره یکی از دوستان که در سال 85 در حج دانش آموزی حضور داشته
با نام مستعار خلیفه خدا

بهترین خاطره ی من از مکه اون موقعی بود که سر از سجده شکر بلند کردم و خونه خدا رو در چند قدمی خودم دیدم... جماعتی که طواف میکردن و منی که میخواستم به اون جمع بپیوندم...

این دو هفته سفر اندازه یه عمر خاطره شیرین داره...
شما اینو بهتر میدونین...

التماس دعا

یاعلی 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 8:34  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان.
نامم محمد است و خدا در جوانی زیارت خانه اش را نصیبم کرده است. می دانم همه شمایی که آنجا را زیارت کرده اید آن هم درجوانی دلتان هوای آنجا را دارد. همچنین می دانم خیلی از شما دیده ها شنیده ها و نظرات و خاطراتی دارید که فقط کسانی که این توفیق نصیبشان شده می توانندآن را بفهمند پس خلاصه اینکه هرچه می خواهد دل تنگتان بگویید تا ما آن را برای سایر دوستان نقل کنیم. این وبلاگ مخصوص حاجیان جوان است. خاطرات را می توانید به آدرس زیر بفرستید.
hajiseyed7@yahoo.com

نوشته های پیشین
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
گنجینه ی حکمت
معرفت امام زمان
استاذنا
لحظه حقیقت
تحریم اسراییل
بانوي بي نشان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM